ضرب المثل های محلی به گویش رویدری

ضرب المثل های محلی به گویش رویدری:

۱٫سایه له بنگ أچوت ، دت به مم أچوت: )سایه به پشت بام میرود و دختر به مادرخود( ۲٫از شهرخوت در برو ولی از رسم خوت در مچوت: )ازشهر خودت بیرون برو ولی از رسم و رسومات خودت نه( ۳٫پیش از هو، هوبن بکن: )قبل از اینکه آب بریزد آن را ببند( یعنی قبل از اینکه اتفاقی بیفتد به فکر چاره باش.. ۴٫ته داهول مردم مشخ: )وسط حرف مردم نپر( یعنی اینکه موقع حرف زدن، صحبت های کسی را قطع نکن.. ۵٫اسمش هن ولی جسمش نین: )نامش همه جا هست اما خودش نیست( یعنی اسمش خیلی شهرت دارد ولی خودش خیلی مفید نیست.. ۷٫خو اش اگه اتنده برارش بوهن…دار اتنده دوارش بوهن )خواهرش اگر ندیدی برادرش را ببین.. چوب اگرندیدی دیوارش را ببین( یعنی اگر اسم کسی راشنیدی و از او شناخت پیدا نکردی به نزدیکان او نگاه کن.. ۸٫خیار که زرد بو مر کاردن: )خربزه که زرد و زیبا شد باید آن را چاقو زد( یعنی دختر که بزرگ شد وقت شوهر دادنش است.. ۹٫گندم که زرد بو وخت دروشن: )گندم که زرد شد آن را باید درو کرد( یعنی آدم هایی که آخر عمرشان است.. ۱۰٫مثل پر و عقرب: یعنی دو آدم های متفاوت که به هم نمیسازند و همیشه با هم در ستیزند ۱۱٫حاش غلی مچی ابلی: )حاش غلی همه چیز را می برد( یعنی آدم هایی که هر چه دیدند میخورند یا با خود می برند ۱۲٫یزد دورن و گز نزدیک: )یزد دور است و گز نزدیک( یعنی چیزی که آسان است آن راسخت بگیری ۱۳٫ده در هشت،هشت در مشت بکن: اگر قول ده تومان را به تو دادند ولی نقد نبود، بجاش هشت هزار تومان به تو نقد دادند قبول کن ۱۴٫شو از إ تار تر نابو بی از إ خارتر نابو: )شب از این تاریک تر نمی شود و بی بی از این خار تر نمی شود( یعنی مشکل از این دشوارتر نمی شود ۱۵٫امنخرد ازکاسه که امبزن یاسه: )نخوردم از این کاسه که انتظاری داشته باشم( یعنی گاهی از کسی چیزی نگرفتم که انتظار داشته باشم به من بدهند.. ۱۶٫دوار بوهن سایه اش بطلب: )دیوار را ببین بعد سایه اش را بخواه( یعنی از هرکسی به اندازه توانش بخواه.. ۱۷٫تدم تبهنم خزونگ خزونگت ب چن: )ببینمت میدهمت حاال رفت و آمدت برای چیست( یعنی اگر بخواهم آن را به تو می دهم، نخواهم هم نمی دهم چرا هی میری و میای به آن نگاه میکنی.. ۱۸٫آواز دهل از دور خشن: )صدای ساز از دور زیباست( یعنی هرچیزی از دور زیباست.. ۱۹٫دل نزیک بو ده نزیکن: )دلت اگر نزدیک باشد ده هم نزدیک میشود( یعنی اگر واقعا کسی را که دوستش داری در شهری دور باشد چون ذوق دیدنش را داری راه دور برایت نزدیک به نظر میرسد.. ۲۰٫بر آهو اگو برو بر سگ اگو بگیشت: )به آهو میگوید برو ولی به سگ میگوید بگرد( یعنی آدم های دو رنگ و دو رو.. ۲۱٫هم دهنگ و هم رودر: )یعنی هم مدرسه دهنگ میخواهم هم رویدر. کنایه از همسان بودم دو روستا به نام های دهنگ،مرکز دهستان گوده و رویدر،مرکز دهستان رویدر از توابع بخش بستک در دهه۱۳۵۰ است که کدخدایان فاضل و فعال و زحمتکش آن ها،مرحوم علی اکبر مرتضوی کدخدای دهنگ و مرحوم علی فاضل کدخدای رویدر با عشقی تام و تمام شبانه روز در تالش و کوشش بودند و در عمران و آبادانی محلشان ازهیچ کوششی فروگزار نمی کردند. گردآورنده:

مریم پرخاری – شهر رویدر

یاسر افروز

یاسر افروز

دبیر بخش فناوری اطلاعات و آموزش نشریه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *