گوشه ای از زندگینامه حاج ابراهیم خواجه ای پدلی

نوشته : لطیفه خواجه ای – پدل

[divider]

دست قسمت و خوشی سرنوشت چنان کرد که در یکم فروردین ۱۳۳۹ شکوفه ای نو و سرشار از امید در پدل بالیدن گرفت و پدرم حاج ابراهیم خواجه ای دیده به هستی گشود . ایشان دوران تحصیلی خود را در زادگاه خویش گذراندند و سپس در سن سیزده سالگی با اصرار خود ایشان به کشور بحرین برای کسب درآمد عازم شدند . گرچه پدر ایشان مخالف این سفر بودند زیرا ایشان تنها پسر این خانواده بود .

پدرم در سال پنجاه و شش در سن هفده سالگی با مادرم در پدل ازدواج نمود و پس از ازدواج با دیگر به بحرین بازگشتند و پس از انقلاب شکوهمند اسلامی به کشور عزیزمان ایران آمدند و دیگر برای کار به بحرین نرفتند .

در ان زمان برادر خانم ایشان ، دایی بنده مرحوم حاج عبداللطیف حبیب زاده ریاست شورای پدل را بر عهده داشت . حاج عبداللطیف که مردی آینده نگر بود توانایی و جسارت شورا شدن را در پدرم دید و به وی پیشنهاد کاندیداتوری شورا را داد و بدین ترتیب در سال شصت و سه پدرم در کنار مرحوم عبداللطیف و با حسن اعتماد مردم به عنوان شورای اسلامی روستای پدل برگزیده شد .

کسب و درآمد ایشان در آن زمان از طریق مسافرکشی و توزیع اجناس تعاونی روستایی بود . در سال ۱۳۶۴ حادثه ای بسیار تلخ در پدل رخ داد که گرچه اکنون سی سال از آن حادثه می گذرد اما با یاد آن روز هنوز اشک بر دیدگان مردم جاری می شود . در این ادثه چهار تن از عزیزان روستا طعمه ی چاهی ننگ آلود شدند که یکی از آنها حاج عبداللطیف سی و سه ساله به همراه شش فرزندش بود .

پس از وفات حاج عبداللطیف که خدمات بسیار ارزنده برای این مرز و بوم انجام داده بود ، دیگر مردم پدل محزون و غم انگیز بودند که همانند حاج عبداللطیف را دیگر نمی توان یافت ، اما پس از حاج عبداللطیف ، حاج ابراهیمی در راس کار قرار گرفت که توانست جای خالی ایشان را برای مردم پر کند .

پدرم در سال ۶۵ بار دیگر تجدید فراش نمود و به حمدالله و به خواست خداوند از هر دو همسرشان صاحب فرزند شد . چهار فرزند از همسر اول و شش فرزند از همسر دوم نتیجه ازدواج ایشان بود .

ایشان در سال ۶۹ پدر و در سال ۷۳ مادرشان را از دست داد و پس از آن مسوولیت تعاونی روستایی که قبلا زیر نظر پدرش بود ، به طور کامل به وی واگذار گردید و به مرور زمان کار و کاسبی خود را وسیع تر نمود و پا به عرصه ی پیمانکاری و نیز واردات برنج و شکر از کشورهای عربی به ایران نمود .

پدرم توانست طی چندین سال ، اعتماد کامل خیرین ایرانی ساکن در کشورهای حوزه خلیج فارس را جلب نماید و به عنوان نماینده خیرین در سطح استان شوند .

پدرم در سال ۱۳۸۰ برای فریضه حج الهی عازم مکه مکرمه شد و در سال ۱۳۸۵ بار دیگر به حج عمره رفت .

وی در سال ۱۳۸۴ به دلیل ناراحتی قلبی و بنا بر تشخیص پزشکان در بیمارستان دنا شیراز عمل باز قلب انجام داد که این عمل موفقیت آمیز بود .

یکی از آرزوهای دیرینه پدرم ساخت درمانگاه برای پدل بود که ایشان بعد از چندین سال تلاش سرانجام در اواخر عمر خویش موفق به کسب مجوز و ساخت درمانگاه شد .

پدرم به مدت سی و یک سال متوالی با حسن اعتماد مردم ، ریاست شورای روستا را بر عهده داشت ، اما قلم روزگار جور دیگری نوشته شد و ختم عمر ، خیلی زودتر از آنچه می پنداشتیم به وقوع پیوست و تصویری که پدرم از سیما و بصیرت خویش بر خاطره ها گذاشت همچنان دست نخورده باقی خواهد ماند .

سرانجام در صبح روز شنبه ۱۹ دی ماه ۱۳۹۴ بر اثر ایست قلبی دیده از جهان فرو بست و دیدگان زیادی به دنبالش اشک آلود .

 

برخی از مسوولیت های مرحوم حاج ابراهیم خواجه ای :

ریاست شورای اسلامی دهستان پدل به مدت ۳۱ سال

ریاست شورای اسلامی بخش مهران

ریاست شورای حل اختلاف دهستان پدل

نائب رئیس شورای اسلامی بخش مرکزی بندرلنگه

مدیر عامل و رئیس هیات مدیره شرکت تعاونی مرز نشینان مهران – دژگان

مدیر عامل شرکت تعاونی زرین دشت پدل

مدیر عامل باشگاه فرهنگی ورزشی پدل

مدیر عامل شرکت تعاونی روستایی مهتاب

عضو هیات امنای بیمارستان شهرستان بندرلنگه

عضو مجمع خیرین مدرسه ساز استان هرمزگان

عضو هیات امنای زندان شهرستان بندرلنگه

 

از مرحوم حاج ابراهیم خواجه ای مساجد ، درمانگار ، غسالخانه ، آب انبار ، خانه بهداشت ، واحد تجاری وقفی ، مدرسه ، مکتب خانه و دهها بنای خیریه در جای جای شهرستان بندرلنگه به یادگار مانده است . روحش شاد و یادش گرامی باد

یاسر افروز

یاسر افروز

دبیر بخش فناوری اطلاعات و آموزش نشریه

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *